| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
تابستان امسال هم دارد می گذرد. با آن آفتاب های داغ کلافه کننده اش.کاش تابستان، سال بعد، بهتر از این باشد که امسال بود. پاییز هم دارد می آید. با آن آسمان ابری دلگیرش.کاش امسال، بیشتر از آن که پارسال بارید، باران داشته باشیم.
الله بده تو بارون به حق دیمه کارون گلهای سرخ لاله در زیر خاک میناله سه چهار ماهه که بند کوه از آب خبر نداره درختها مثل چوب خشکه برگ و بر نداره اگه بارون به کوه نيآد گل نمياد به بستون سر دلبر به پيش چارقدش زيور نداره چوپون پنير مايه زنش خمير مايه سگش پتير مايه بزغاله شير مايه بلبل ميگه خدايا عاشقم عاشقترم کن از عشق به کوچهی عاشقی خاکسترم کن مجنون عشق گل شدم خدايا بارون ببار پروردگار از ليلی و از مجنون بدترم کن
|+| حسن احمدی فرد یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385 |
زمان در ساعت دوازده ايستاد و ما چكه چكه پير شديم من جوان بودم ، همين چند دقيقه پيش ، وقتي عاشق شدم نگاه كرده بود و زندگي چكه چكه از لاي انگشتانش چكيد. خنديدم و ماه مثل دختري موهايش را پريشان كرد. من خسته ام. مثل باراني كه باريده است همه يك شب طولاني را چكه چكه باريده است يكي بيايد اين شير لعنتي را سفت كند. |+| حسن احمدی فرد چهارشنبه هشتم شهریور 1385 |
جماعت خواب اجتماع خواب زده جامعه چرتي... ديشب باز تلويزيون "كميته مجازات " را پخش كرد.
|+| حسن احمدی فرد یکشنبه پنجم شهریور 1385 |
اي پريشان گوي مسكين ! پرده ديگر كن پوردستان جان ز چاه نابرادر در نخواهد برد مرد ، مرد ، او مرد داستان پور فرخزاد را سر كن آن كه گويي ناله اش از قعر چاهي ژرف مي آيد نالد و مويد مويد و گويد : آه ، ديگر ما فاتحان گوژپشت و پير را مانيم بر به كشتي هاي موج بادبان را از كف دل به ياد بره هاي فرهي ، در دشت ايام تهي ، بسته تيغهامان زنگ خورده و كهنه و خسته كوس هامان جاودان خاموش تيرهامان بال بشكسته ما فاتحان شهرهاي رفته بر باديم با صدايي ناتوان تر زانكه بيرون آيد از سينه راويان قصه هاي رفته از ياديم كس به چيزي يا پشيزي برنگيرد سكه هامان را گويي از شاهي ست بيگانه يا ز ميري دودمانش منقرض گشته گاه گه بيدار مي خواهيم شد زين خواب جادويي همچو خواب همگنان غار چشم مي ماليم و مي گوييم : آنك ، طرفه قصر زرنگار صبح شيرين كار ليك بي مرگ است دقيانوس واي ، واي ، افسوس
|+| حسن احمدی فرد جمعه سوم شهریور 1385 |
|
درباره وبلاگ
![]() فضاي مجازي با وجود شلوغي بي انتهايش ، آرامشی وصف نشدني دارد. وب ، اتاق بزرگ پر سر و صدايي است كه سكوت سنگيني بر آن حكم فرماست.
من همين آرامش در حضور ديگران را دوست دارم. همين تنهايي كه در معرض تماشاي هزاران هزار چشم ناپيدا قرار مي گيرد. اين شايد مهمترين ويژگي دوست داشتني فضاي مجازي باشد. منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
تیر 1387خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 مرداد 1386 دی 1385 آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 آرشيو موضوعی
یادداشتهای پراکندهشعر و موسیقی تاریخ پيوندهای روزانه
رندان در مشهد حلقه مي زنندآرشيو پیوندها پيوندها
خانه خلوت سابق منتنظ نوشته ها - ارژنگ حاتمي پاژيا - مهدي نصيري پارازيت- مهدي محمدي بوالفضول الشعرا - سعيد سليمانپور طنز نبشته ها - سعيد زاهدي دست دوم - بهمن مهران مداد رنگي كوچولو - صادق غفراني چيزي شبيه روزنامه - حبيب قاآني طنزنوشته ها - سعيد ترشيزي طنزدوني - غرغرو مقراض تناقض - آتبين محبتي بيدسك ما - محمد رضا عليزاده ما يك نفر - محمد رضا حسيني سين جيم - محمد رضا سپاهي پرانتز - جواد صبوحي حريق سبز - وحدت عماد گرافيك - سيد ايمان سجادي وحيد عدالتي خبرنگار - ماهان صفايي سيمرغ - مهدي عسكري به سين - حميد تقي آبادي سمارغ - قاسم رفيعا فوتبال و سينما - ضرابي نسب طرفداران استاد محمد قهرمان محمد كاظم كاظمي ايران سهراب - محمود قوچاني ضربان - عطي الرضا بنانج ايرج نويسا علي رضا جهانشيري كاملا شخصي - صالح شخصي تنها ترين پژمان - پژمان پاكدل ورود آزاد - حميدرضا جعفري طنز كتابداري - كتابگزار اعظم سنجاقك مهربان - الهام ظريفيان ساحل - معصومه فرماني كيا موسيقي شرق - محمدزاده مرد رند - رند عالم سوز پاژينه - حسيني راد از اينجا تا ابديت - علي جعفري جوالدوز به ديگران - حسن زاده اپيزود سوم - بهاردوست آرش شفاعي - 1 آرش شفاعي - 2 خواجه فاضل - فاضل تركمن آينه هاي ناگهان - سنا يك فنجان حرف - كهندل ميرزا بنويس - فضائلي سايه هاي من - زمانيان روزنامه نگار - مشكوه رضوي صالح سبزواري- دليلي صالح دل نوشته ها - علي رضا زارعي قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |