هواي مشهد چند روزي است كه حسابي متلاطم
است. گاهي ابر مي شود گاهي آفتاب. گاهي تيرگي، چادرش را روي شهر پهن مي كند و گاهي
آفتاب، دامن كشان و گرم، به روي دنيا لبخند مي زند.
قديمي ها مي گويندجنگ چله هاست و جالب
آن كه در خراسان، «چله» مفهومي زنده است. مي گويند دو تا برادر باهم مي جنگند. چله
بزرگ مي خواهد سرما و برف و باران باشد و چله كوچك، آفتاب دارد و روشنايي.
چله بزرگ كه در گويش هاي خراساني عمدتا «چله كلو»گفته مي شود، از اول زمستان است تا دهم بهمن
ماه. چله كوچك يا «چله خوردو» اما فقط بيست روز است. يعني تا پايان بهمن ماه. بعد،
ده روز «احمن» است و ده روز «بهمن». پنج روز «سرماي ننه پيرزن» و پنج روز هم «عمو
نوروز».
استاد قهرمان قصيده اي دارد براي درخت
كاج – ناجو– كه در آن از زمستان هم مي گويد و همه اين مفاهيم را در همان يكي دو
بيت اول مي آورد:
وِر شاخه ناجو پيچييَه باد زِمستو
او دزده كه اُستا نبشه، مزنه به كادو
از باد چه باكه كه اگر بُفته دو قد برف
يَك مو نِمِره كَم، زِسر شاخه ناجو
از احمن و بهمن نِمِتَه راه به دل غم
از چله كلو فارغ و از چله خوردو...
در اين روزها كه جنگ دو تا برادر حسابي بالا گرفته شما مراقب خودتان باشيد كه يك وفت سرما نخوريد.
فضاي مجازي با وجود شلوغي بي انتهايش ، آرامشی وصف نشدني دارد. وب ، اتاق بزرگ پر سر و صدايي است كه سكوت سنگيني بر آن حكم فرماست. من همين آرامش در حضور ديگران را دوست دارم. همين تنهايي كه در معرض تماشاي هزاران هزار چشم ناپيدا قرار مي گيرد. اين شايد مهمترين ويژگي دوست داشتني فضاي مجازي باشد.