ابر سياه هندو
خود را كشيده يك سو
بارون بباره هو هو
الله بده تو بارون
چوپون پنير مايه
زنش خمير مايه
سگش پتير مايه
بزغاله شير مايه
گندم به زير خاكه
از تشنگي هلاكه
از چوب چوپانان ده
از بيل دهقانان ده
سه چهار ماهه که بند کوه از آب خبر نداره
درختها مثل چوب خشکه برگ و بر نداره
اگه بارون به کوه نياد گل نمياد به بستون
سر دلبر به پيش چارقدش زيور نداره
الله بده تو بارون
به حق دیمه کارون
گلهای سرخ لاله
در زیر خاک میناله
ابر سياه مرمر
خود را كشيده يك ور
بارون بباره جرجر
الله بده تو بارون...
|
+| حسن احمدی فرد جمعه شانزدهم فروردین 1387 |