تبليغاتX
خانه خلوت من
خانه | آرشیو | پست الکترونیک

 

مي گردم تمام زار و زندگي ام را مي گردم. همه كشوهاي پر از كاغذ را. همه دفترهاي خط خطي را. همه سر رسيدهاي بي اعتبار را. دريغ از دو خط شعر كه بشود در اين اول ارديبهشت ماه جلالي، خواننده هاي احتمالي وبلاگي را به آن ميهمان كرد.

خسته و مستاصل، لابلاي كاغذ ها دنبال كتاب شعري مي گردم كه آرامم كند. همشهري پر دود و دم مان به دادم مي رسد. مثل آدم تشنه اي كه در يك شب گرم تابستان؛ گيج و خواب آلود، پارچ آب خنك را بالاي سرش پيدا مي كند، بيت هاي حضرت اخوان را تا ته مي نوشم و آرام مي شوم.

 

منشور فرودین چو زمان رد کند همی

اردیبهشت تکیه به مسند کند همی

گوید که فرودین رضی ا...عنه رفت

تا در بهشت خانه سرمد کند همی

او گفته بود ابر کند حیلتی که خاک

کافورها بدل به زمرد کند همی

فرشی لطیف گسترد و نقش های نغز

در آن ز لعل و بسدّ و عسجد کند همی

در آن شگفت فرش به بس نقش و بس نگار

آذینهای دلکش بیحد کند همی

اشجار را به نسبت خود سبز جامه ای

زینت فزای و نقشگر قد کند همی

بهر شکوفه پوشان هم ز آن نسیج و حد

جامه ی دوم مهیّا برید کند همی

جدّم بهار گفت که: بایست فرودین

عالم بسان خلد مخلّد کند همی

اما دریغ او نتوانست کارها

چونانکه گفته بود بدو جد، کند همی

ما آمدیم اینک و خرداد راضی است

کاین سلطنت برادر ارشد کند همی

خردادمه، برادر من کودکی ست خرد

باید به کار، کوشش ممتد کند همی

ما آمدیم از پس ناکام فرودین

هوز، مقام از پس ابجد کند همی

باید کنون سحاب شتابد بسوی بحر

چون قاصدی که روی به مقصد کند همی

وز کودکان بحر، به دامان خویش در

دوشیزه بار بر سر امرد کند همی

پوپک مگر خبر شود آید بسوی باغ

چون عابدی که روی به معبد کند همی

خواند ترانه ای و به بلبل دهد مدد

تأیید قولهای مؤیّد کند همی

گل عاقبت بخندد و باور کند ز دوست

وز خنده بوی مشک مصعّد کند همی

خندد به روی عاشق خود تا زپیش بیش

او را به قید عشق مقیّد کند همی

ابر مطیر نقطه بشوید ز حرف ذال

گل را به عشق پاک خوش آمد کند همی

آید صدای زنجره زانسان که کودکی

تکرار حرف سین مشدّد کند همی

جغد پلید شوم گریزد به مرغزن

تا نوحه های خویش به مرقد کند همی

قمری فصیح خطبه اردیبشت را

تکرارهمچو مقری و موبد کند همی

گاهی خطیب وار در آن خطبه کردنش

کامی زآب تازه در آورد کند همی

اردیبهشت ماه بهشتی ست راستین

رای مرا به عیش مسدّد کند همی

گویم که باده خوردن این ماه واجب است

تا کیست آنکه گفت مرا رد کند همی؟

شبهای ماهتاب به اردیبهشت ماه

می، مرد را چو روح مجرّد کند همی...

 

|+| حسن احمدی فرد یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar