تبليغاتX
خانه خلوت من
خانه | آرشیو | پست الکترونیک

 

يك باور قديمي درباره ارديبهشت وجود دارد و آن اين كه باران اين ماه باران شفابخشي است. در كتاب هاي ادعيه آمده است كه باران اين ماه را در ظرفي جمع كنند و چند سوره قرآن را 70 بار بخوانند و اين آب را جرعه جرعه بنوشند كه دواي هر دردي است. تا اين جاي كار همه چيز عادي به نظر مي رسد. يك سفارش اسلامي درباره يك پديده طبيعي اما اين سفارش، وقتي شكلي متفاوت به خود مي گيرد كه نام اين آب را بدانيم. اين آب باران در كتاب هاي اسلامي، به نام «آب نيسان» آمده است و مساله از اين جا شكل ديگري به خود مي گيرد كه نشان مي دهد قدمتي بسيار بيشتر از تاريخ اسلام دارد.

 

«نيسان» ماه هفتم از ماه «سرياني» است. زبان سرياني به مبدا تاريخي سلوكيان بر مي گردد كه چند دوره پيش از اسلام بر منطقه اي حكومت مي كردند كه بعد ها در دوره اشکانی و ساساني، قلمرو امپراطوري ايران شد.

در ادبيات كهن ، ماه هاي سرياني – كه به خاطر حكمرانان يونان باستان و اسلاف اسكندر كه آن موقع ها رومي خوانده مي شد، به ماه هاي رومي هم مشهورند– به اين ترتيب آمده اند: تشرین اوّل، تشرین آخر، کانون اوّل، کانون آخر، شباط، آذار، نیسان، ایار، حزیران، تموز، آب و ایلول. سال سرياني از اواخر مهر ماه آغاز مي شده و ارديبشهت – نيسان– ماه هفتم آن بوده است. يك ماه سي روزه كه از 23 فروردين آغاز مي شده است.

بخشي از تمدن باستاني ايران در قالب همين زبان سرياني به ما رسيده، مثلا يلدا هم واژه اي سرياني به معني زايش است.

 

اما اين زبان سرياني خودش جزيي از زبان «آرامي» است كه يكي از عمده ترين شاخه هايش كه تا امروز حيات دارد، زبان «عبري» است كه مي شود گفت زبان تمدن كلداني ها – تمدن يهود - است. جالب است كه در اين تمدن هم ماه ارديبهشت ماه مهمي است. ماه ارديبهشت آغاز سال كلداني است و «عيد پسح» يا همان «عيد فطير» در نيمه اين ماه است.

 

در باور زرتشتي، ارديبهشت – اشه وهيشت– به معنی بهترین راستی، نام دومين امشاسپند است. در ايران باستان ، روز سوم هر ماه و ماه دوم هر سال، ارديبهشت نام داشت. زرتشتيان، ارديبهشت روز از ارديبهشت ماه یعنی روز سوم ارديبهشت را جشن مي گرفتند و خوش مي گذراندند.

 

ببخشيد طولاني شد. فقط خواستم بگويم ارديبهشت و باران هاي ارديبهشتي در اين سرزمين كهن سال همواره مورد توجه بوده است. قديمي ها معتقد بودند مرواريد، يك قطره از باران نيسان است كه در صدف افتاده و به مرواريد تبديل شده است. حضرت صائب با اشاره به همين مضمون، بيتي زيبا خلق كرده است:

تاک را سيراب کن اي ابر نيسان در بهار

قطره تا مي، مي تواند شد چرا گوهر شود؟

 

|+| حسن احمدی فرد سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar